غلامحسين محرمى

161

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

شكست آنها قابل پيش‌بينى بود . از اين‌رو اگر امام معصوم آشكارا آنها را تاييد مىكرد ، در صورت شكست قيام ، اساس تشيّع و امامت و هسته اصلى نيروهاى شيعه در معرض خطر قرار مىگرفت . از سويى ديگر ، نيروهاى قيام‌ها ، اغلب ناهمگون و ناهماهنگ بودند . اگرچه در ميان آنان افرادى ناب و شيعيان حقيقى بودند و تا سرحد مرگ بر سر هدف پافشارى مىكردند ، بيشتر اين افراد ، به هدف‌شان ايمانى نداشتند و يا با رهبران علوى به توافق نمىرسيدند و اغلب در صحنهء كارزار فرمانده و رهبرشان را تنها گذاشته مىگريختند ؛ علامه جعفر مرتضى در اين باره مىنويسد : « سبب و علت اين شكست‌ها جز اين نبود كه قيام‌هاى زيديه كه در درجه نخست جنبش‌هاى سياسى بود و تنها ويژگى آن اين بود كه به پيروى از هركس از خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله كه در برابر حكومت شمشير بركشد ، فرامىخواند و از اصالت فكرى و باورهاى عقيدتى نيرومند و برخاسته از عمق جان و جوشيده از ژرفاى وجدان ، برخوردار نبود ؛ بر چنان نيروى احساس كند و چنان آگاهى فرهنگى خشك متّكى بود كه به سرحد آميختگى احساس با انديشه و وجدان نرسيده بود ، تا زيربناى محكمى از تعهد و رسالت پديد آورد كه به خاطر آن از گرداب‌ها فرورفته شود و جان‌ها در راهش ارزانى گردد . بلكه برعكس عوامل بازدارنده‌اى كه از اندرون خود نيروهاى انقلابى مىجوشيد ، اعتماد بر آن چنان نيروى عاطفى و فكرى را همچون اعتماد تشنه بر سراب مىساخت . و همين نكته است كه روشن مىسازد كه چگونه مردمى كه با حوادث با قاطعيت و جديت روبرو مىشدند ، پس از آنكه آبها از آسياب مىافتاد و زمان ميوه نزديك مىشد ، به زندگى بىدردسر و آرام متمايل مىشدند » . « 1 »

--> ( 1 ) . زندگى سياسى امام جواد عليه السّلام ، ترجمه ، سيد محمد حسينى ، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم ، ط هشتم ، 1375 ه . ش ، ص 19 .